پرسش و پاسخ کد 101

پرسش مخاطب گرامی کد 101

♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️♦️

من ۵ماه پیش با اقایی اشنا شدم و بعد چن وقت حرف زدن و باقراراولمون تصمیم گرفتم باهاش ادامه بدم و این اقا ازلحاظ مکان کاری و خونشونم بهم خیلی نزدیک بودن…اینم بگم با ی اهنگی ک من درخواست کردم و توپستاشونم بود همون قراراول اشکش دراومد…بعد دوهفته بعلت اینکه با دیر جواب دادنشون مشکل داشتم بهشون گفتم و ایشونم گفتن مشکلات خونوادگی شدید دارن و زندگیشون پرفرازونشیبه و پشیمون شدن از بابت اینکه پیشنهاددادن و عذاب وجدان گرفتن…رابطه کات شد ولی بعد چن وقت خواستم باهاشون ارتباط مجدد برقرارکنم چون واقعا خوشم اومده بود ازشون و پیام دادم و ایشونم بامهربونی ج دادن ولی ازحرف زدن پشیمون شدم…به بهونه کاری ک میخاستم انجام بدم و کمک ایشون رابطمون ادامه داشت معمولی و تا ی شب ک دررابطه همین کارپیام دادم حالش بد بود و منم برای جمعش کشوندمش بیرون و باهم رفتیم بیرون و خوش گذشت و اخرش راجب مشکلات خونوادگیش حرف زد و چیزایی گفت ک هرکسی ممکنه نگه…واینکه سرپرستی خونوادشو میکنه و پدرشون ترکش کرده و باخواهرمجرد بزرگترازهودش و مادرش زندگی میکنن و گفت شرایطی نیستم کسیو داشته باشم کنارخودم…تو این مدت میشد چن روز ج پیام نمیداد بعد ۴روز ج میداد…هی با دست پس میزد با پا پیش میکشید…دو دفعه خواستم فراموشش کنم نشد دودفعه اتفاقی همو دیدیم سرراه…اینستاشم داشتم و استوریاشم غمگین بودن و حتی چن بار اهنگ عاشقانه غمگین گذاشته بود و هربارم بهم نیگفت مخاطب خاصی نداره و منم پسرم و احساس دارم و ازاین حرفا…یا استوری شکست عشقی گذاشته بود…و وقتی پرسیدم ک ب کسی فک میکنی گفت نه و من شکست عشقی داشتم ولی مال سن ۱۷ تا۲۱سالگیمه ک الان ازدواج کرده بچه داره فامیلشونم هست و اینکه گردنبندمن بعنوان اولین کادوم هنوز گردنشه ولی الان حسی ندارم بهش وقتی میبینمش…همش میگه من درگیرم و حتی شبا خواب ندارم و گریم میگیره شبا و کسی نمیبینه و شده تا ۴صبحم بیدارم و فکرم درگیره و بابقیه پسرافرق دارم و ب جای خوش گذرونی درگیر خونوادمم و قربانیم من و من بلاخره ی روز فرار میکنم و میرم…حتی قبل دوستیمونم برای کانادا اقدام کرده بود.گفت ی روز صبح پامیشم و کسی از دوستان و همکارام و خانوادم ازم خبرندارن…من چیزیو واس ازدست دادن ندارم…بخاطرهمین از استارت دوباره رابطه پشیمون شده و بهش گفتم من همرو قبول کردم و بازم میخام باهات بمونم میگه سعی کردم خودمو بهت نزدیک کنم نشد عذاب وجدان نمیذاره ک تو رو درگیر و زخمی کنم..گفتم ازت رابطه نمیخام تاحالت خوب نشده ولی نمیتونم کنارت بذارم…گذشت اینا تا دوروز بعد اخرین قرارمون رفت شمال برای ریکاوری و وقتی برگشت و پست گذاشت فالوراش ۷۰۰نفرن و ۳دختر غریبه کامنت قلب و اینا گذاشتن و اونم مث خودشون ج داد وقتی اعتراض کردم گفت اعصابم خرابه اومدم شمال ریکاوری ولی تو دنبال حاشیه ای و دوس ندارم اینستامو چک کنی و اصن ب من کاری نداشته باش و زد انفالوم کرد ولی دوست صمیمیمو هنوز داره…و بعدش دیگه باهم هیچ حرفی نزدیم…الان من واقعا این آقارو ب شدت دوس دارم و اولین باره ک وارد رابطه ای شدم من ۲۴سالمه و اون اقاهم ۳۰سالشه و شرایطشم میدونم خیلی سخته درکش میکنم عصبی باشه ولی خیلی ناامید و افسردس و حال روحیش خوب نیس دائم اهنگ غمگین دائم لباس مشکی…ازقیافش معلومه اعصابش خرده و ناراحته.و منم اصن دوس ندارم ب هیچ وجه از دسش بدم چیکار کنم؟هم حالش خوب بشه و هم رابطمون

 

 

 

پاسخ کد 101

👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
پاسخ دهنده:
سجاد مجیدی پرست
کاندیدای دکتری تخصصی از دانشگاه علامه طباطبائی

سلام
روز خوش

1️⃣ برای ورود به هر رابطه، باید هدف و مقصد مشخص باشد. هدف از رابطه شما با این آقا چه بوده است و امروز چیست؟
شما شدیدا درگیر هیجانات و احساسات هستید و به همین جهت به دنبال راضی کردن خودتان هستید که این شخص، مشکلاتی دارد و اگر مشکلات مرتفع شود می توانید با هم رابطه ای بلندمدت و بسیار عاشقانه ای داشته باشید. در حالی که در ذهن نفر مقابل شما اصلا چنین چیزی وجود ندارد و حتی شما را به عنوان یک گزینه جهت یک رابطه کوتاه مدت هم نمی بیند.

2️⃣ دومین نکته این است که ایشان دقیقا فضای ذهنی شما را درک کرده اند و به راحتی به شما عذاب وجدان می دهند. در جایی که می گویند: «ی روز صبح پامیشم و کسی از دوستان و همکارام و خانوادم ازم خبرندارن…من چیزیو واس ازدست دادن ندارم…» در این جملات دقت کنید. کسی که چنین جملاتی را به زبان می آورد به دنبال ایجاد ترحم و حس عذاب وجدان در طرف مقابل است و شما در این فضا کاملاً وارد شدید و احساس تکلیف می کنید که کاری انجام دهید و زمانی که این جملات را می گوید شما بیشتر ایشان را مورد توجه خودتان قرار می دهید.

3️⃣ یک سوال مطرح می شود. آیا شما در حوزه های مشاوره و روان درمانی کار کرده اید که می خواهید به طرف مقابل کمک کنید؟ اینکه ایشان ناامید هستند، افسرده هستند، حال روحی مناسبی ندارند و مواردی این چنین، حتما شما نمی توانید ایشان را درمان کنید و حضور شما در این رابطه کم کم بر روی خود شما هم تاثیرات بسیار منفی خواهد گذاشت و شما هم شبیه به ایشان خواهید شد.

4️⃣ بهتر است که این رابطه را پایان دهید و در کنار این رابطه از مشاوره تخصصی بهره گیرید تا به شما کمک کنند تا از این شرایط جدید به خوبی عبور نمایید و همچنین مشاور در مورد ملاک های طرف مقابل و حوزه پیش از ازدواج به شما اطلاعات دقیقی ارائه دهند تا پس از این مورد بتوانید به خوبی شخص مقابل را انتخاب کنید.

5️⃣ انتخاب های امروز ما، می تواند منجر به بحران های سال های بسیار نزدیک باشد. اگر کیس های طلاق را بررسی کنید، به خوبی نقش یک انتخاب را در ادامه مسیر زندگی می توانید مشاهده کنید و گاهی اوقات یک تصمیم اشتباه می تواند تمام مسیر زندگی ما را تغییر شگرفی دهد.

❣️ مراقب خودمان و انتخاب هایمان باشیم. ❣️

, , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
نوشتهٔ پیشین
ازدواج و دیدگاه های فانتزی
نوشتهٔ بعدی
بحث و مجادله با پیام نوشتاری

پست های مرتبط

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست